فدای آن حسینی که زیر تیغ قاتل سرش بریده گشت و به شیعیان دعا کرد...

چشمم به جاده گره خورد... نیامدی
بایگانی

با کنار هم قرار دادن و "تحلیل محتوا"ی سخنان چند روز گذشته آقایان ظریف، عراقچی و تخت روانچی می توان فهمید که متأسفانه واقعیت همان چیزی است که پیش از این سایت های "دبکا" و "المانیتور" و برخی از رسانه های داخلی نوشته اند.
من برای آقای ظریف به عنوان یک انسان مذهبی و علاقمند به ایران احترام زیادی قائلم اما به شدت معتقدم که نه ایشان و نه تیم هسته ای فعلی، "توانایی" و "قابلیت" لازم برای نشستن در "میز مذاکره" و رویارویی با غول های دیپلماتی چون "وندی شرمن" را ندارند. شاید آقای ظریف، برای استادی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، یا سفیر ایران در سازمان ملل خوب باشد (که به نظرم هست) اما "دیپلماسی" و گفتگوی با 5 کشوری که هرکدام لنگر بخشی از سیاست و اقتصاد جهان هستند، نیازمند "ریزبینی"، "ظرافت"، هوشیاری"، "دقت" و از همه مهم تر "اقتدار" و "شجاعت"ی است که در ایشان وجود ندارد. کافی است که حریف بفهمد شما با "ترس" و از موضع "انفعال" وارد میدان شده اید، آن وقت دیگر کارتان تمام است . (دیروز در BRT به عینه دیدم که چگونه جوانی قوی هیکل و خوش اندام اما ترسو، از جوانی لاغر و قدکوتاه اما شجاع، سیلی خورد و دم بر نیاورد!)
می گویند در سیاست نباید همه تخم مرغ ها را در یک سبد چید، می گویند در دیپلماسی نباید حرف آخر را همان اول زد، می گویند همه کارت ها را نباید همان اول بازی رو کرد و برای آخر کار هم باید چند تایی در آستین نگه داشت،(کاری که فعلا مقامات غربی در برابر ما دارند انجام می دهند) راست می گویند، اما شوربختانه آنکه آقای ظریف و همراهان به هیچکدام از این گزاره ها توجهی نکردند و حدث ما حدث.
واقعیت آن است همین اندازه هم که تیم غربی به مقامات ایرانی احترام گذاشته اند و بیش از این گستاخی نکرده اند، به دلیل سرسختی ها و مقاومت های سعید جلیلی و تیم او است. در حقیقت ظریف، سرسفره سعید جلیلی نشسته است . اگر آن مقاومت ها نبود، تیم هسته ای فعلی از این هم بیشتر شکست می خورد. از طرف دیگر، هنوز هم یاد سعید جلیلی برای طرف غربی "دلهره آور" و "استرس زا" است، و اگر نبود ترس از بازگشت لولویی به نام "سعید جلیلی" (یا فردی مشابه او) شک نکنید که با گستاخی بیشتری، خواسته های خود را به ایران تحمیل می کردند . تیم جلیلی آنقدر هوشیار بود که حتی "محل مذاکرات" را هم به طرف غربی تحمیل کرد و از ژنو، به استانبول و بغداد و آلماتی کشاند. جایی شنیدم وقتی طرف غربی دلیل مخالفت برگزاری مذاکرات در ژنو را جویا می شود، تیم هسته ای ایران جواب می دهند: "یک بار هواپیمای وزیرخارجه کشورمان از ژنو رد میشده، سویس به دلیل اعمال تحریم، قبول نکرده به هواپیمای کشورمان سوخت بدهد. کشوری که از قبل راجع به ایران موضع دارد، نمی تواند محل مناسبی برای انجام مذاکرات باشد."
اما تفاوت جلیلی با ظریف - و حتی اکثر دیپلمات های دیگر- در این است که او حتی به هوشیاری و شجاعت خودش هم اطمینان نکرد، و این بود راز تسبیح به دست گرفتن ها و زیر لب ذکر گفتن های او در مسیر تردد ایران تا میز مذاکره. جلیلی بیش و پیش از آنکه "دیپلمات" باشد، "بسیجی" است. او "فرهنگ بسیجی" بودن را پیش از "آداب دیپلماسی" آموخته است. و تفاوت این دو نفر در همین است. مرز میان این دو، مرز بین "ذکر" است و "فیس بوک" در مسیر راه ایران تا میز مذاکره!
درود می فرستم بر "بسیجی دیپلماتی" که با "پای مصنوعی" رفت اما گول "خنده های مصنوعی" غرب را نخورد ، و حتی "اشک های واقعی"شان را هم در آورد.
اما نگران نباشید، آن مرد که رفته است، روزی باز خواهد گشت ...


منبع:افسران جنگ نرم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی